Where am I standing?

نصف شبه. ساعت ۱:۴۰. خیلی کم تا این وقت بیدار می مونم. فکرای‌ بیخود، کم خوابی های اخیر و گرما نمیزاره بخوابم. چیز خسته کننده ایه.
تو همین بحبوبه شروع کردم به آهنگ گوش دادن تا از کسالت نمیرم. آهنگ درستی رو برای گوش دادن انتخاب نکردم… بهش که فکر می کنم، اون برنده س. با اختلاف شدید هم برنده س.باید این همه مدت می گذشت تا معلوم بشه. الآن شاید خوابه، شاید تو دستشوییه، شاید داره خودشو دست می زنه، شاید داره مسج بازی می کنه، شایدم داره تلویزیون نگاه می کنه. چیزی که واضحه اینه که حسی که من دارمو نداره. ذهن مشوش منو نداره. سنگینی ای که من حس می کنم رو حس نمی کنه. دلش تنگ کسی یا چیزی نشده. باید برعکس می بود این. دیگه نهایت بی عرضگی رو می خواست که ایم وضعیت پیش بیاد! مدال طلا برای تو که حدس زدی من اون لول رو هم رد کردم. مثل مایکل جوردن بی عرضگیم. هربار که فکر کنی دیگه این نهایتشه و بی عرضگی شدیدتری وجود نداره، غافلگیرت می کنم و یه رکورد تازه می زنم.

دیشب قدر بود. آرزو می کنن مردم. کلا ازون شباس دیگه. من آرزویی نکردم. یعنی آرزویی نداشتم که بکنم. خیلی زورداره این حرفا. با اینکه کل اساس آرزو خودخواهیه ولی خیلی زور داره. یک سوم تابستون گذشت و من هیچ کاری نکردم. تچ هیچ سمتی تکونی نخوردم.

اخیرا یه عکس نود دیدم شبیه بهش. حدس می زنم تو چند روز آینده ببینمش دوباره. بار هزارمه. ولی من بازم نمی تونم کاری کنم. شاید منطقی بود که براش آرزو کنم.  ولی کار من از آرزو خیلی وقته گذشته … اگه میشد پنج دقیقه باهاس تو یه جای برهوت تنها باشم … مردم چطوری از پسش برمیان؟ چرا برای من به این سادگی نیست؟ منم دلم می خواد برام به سادگی پیدا کردن راه برای آب باشه‌ میخوام مثل زک سه قدم جلو باشم. دوس دارم یه چیزی از پوچیم بسازم. پوچی ای که تا این مدت فقط صدای وحشتناکشو خفه کردم. ولی نه … من همینجام. تنها، زیر آسمون خودم، تو دنیای خودم، رو تخت خودم. و حتی اگه همینجا بمیرم کسی خم به ابرو نمیاره. شاید بعدها اینطوری نباشه، ولی اگه بمیرم دیگه بعدی در کار نیست.

می خوام قالب بلاگمو عوض کنم. با به الهام فچق العاده سنگین از متریال گوگل. تا یه حدی تقلید بچگونه. قراره قالب بلاگ علی هم عوض کنم. سه ساله همونه. فردا باهاس صحبت می کنم. شروع می کنیم کارارو. بعد که رمضان تموم شد شاید یه کار واقعی شروع کنم…

رمضانه و خدا خدای مردم زیاد شده. متاسفانه خدا درگیر مشکلا و دغدغه های خودشه و به هیچ کدومتون کرامت خاصی نداره!  مثل تمامی موحودات بی صدای این دنیا خیلی زود به نیستی می پیوندید و می بینید که آیا خدا هست یا نه. باشه ترسناک میشه. ولی این که خدا هوای همتون رو داشته باشه … سخته باورش.

Crumble

بعضی کار ها رو نمیشه با هم انجام داد. واقعاً نمیشه. تو تئوری حتی. مثلاً تو نمی تونی هم سمت شمال حرکت کنی و هم سمت جنوب. اما بعضی کارا رو میشه با هم انجام داد. می تونی هم سمت شمال حرک کنی هم سمت غرب بدون هیچ مانع خاصی. تو اینگلیسی که اسم برای این جور چیزا داشتن. چیزایی که با هم غیر ممکن یا ممکنن. بعضی کارام باید با هم انجام بشن. برای روشن شدن لامپ حتماً باید جریان وجود داشته باشه. البته این جور چیزا بیشتر به مقیاس و فیلتر مربوط میشن وگرنه همه ی اتفاقا در سطح پایین تر ممکنه اینقدر وابسته نباشن. شاید وابسته تر هم باشن.

از جام جهانی ۲۰۱۰ الآن دیگه بیشتر از چهار سال گذشته. چهار سالی که احتمالاً به خاطر «بزرگ شدن» اینطوری شد. ولی واقعاً نمی شد ساکن موند و فقط تو زمان حرکت کرد ؟ گزینه ی چندان بدی نیست … ولی خب، گاهی اوقات، نه اکثر اوقات، همه ی چاره هات آشغالن.

Jealous Gods

Internationally successful Helsinki based Poets of the Fall is releasing the sixth studio album of their career on September 19th 2014. The first single of the Jealous Gods album, Daze, is coming out on August 22nd. Jealous Gods, with its eleven new songs, fulfills the album trilogy started by Revolution Roulette (released in 2008) and Twilight Theater (released in 2010). The band that has scored two platinum albums and four gold albums in Finland released their previous studio album Temple of Thought in 2012.

خیلی وقته از زمان A Thousand Suns می گذره. اولین آلبومی بود که به صورت کامل گوش دادم. یادمه با اصرار دوستم هم گرفتمش. بعدش شروع کردم به جمع کردن آرشیو از گروه های بزرگ. قدیمی، تازه. فرقی نمی کرد. الآن از راش و پینک فلوید تا اد شیرن و کلدپلی، کلی آلبوم گرفتم.

تعداد خیلی معدودی از این آلبوما با خاطره گره خوردن. بعضیا به خاطر زمان انتشار خاصی که داشتن، بعضیا به خاطر زمان خاصی که مورد توجه من قرار گرفتن و بعضیام به خاطر کسی که پیشنهادشون کرده. به هر حال هر کدوم به طوری به یه سری وقایع گره خورده. نه این که چیز بدی باشه، نه. این یکی از محاسن موزیکه که می تونه حس خاصی رو به آدم بده. حسی که یه زمان بوده، الآن وجود نداره و هربارم که یادش میاری، خاطره ای از دفعه ی قبلیه که به یادش آوردی.

احساس می کنم که Jealous Gods هم قراره به زمره ی این آلبوما بپیونده. به خاطر زمانی که قراره رلیز شه …

The Plan B is to regret Plan A

چند وقت میشه ؟ دقیقش رو دیگه یادم نیست. باید بشینم حسابش کنم. ولی به هر حال خیلیه. بازم با این وجود من هنوز چیزایی که نباید رو حس می کنم. هنوز فکر می کنم. باورت میشه باهاش راجع به تو حرف می زدم ؟ انگار نه انگار … واقعاً جای خالیت حس میشه.

چند روز دیگه کنکوره. پس فردا کارت ها میاد. نه این که حقی به گردنت داشته باشم ها ! نه! ولی اگه می بودی احساس می کردم راحت تر می بودم. می تونستم باهات صحبت کنم. الآنم یکی دو نفر دیگه هستن. ولی فکر کنم «خسته» شده باشن. با تو راحت ترم. احساس می کنم «خسته» نمیشی از مهملام.

احتمالا همه چی همونطوریه که من فرض می کنم. هرجند واقعاً امیدوارم این دروغ باشه و زود، خیلی زود ازت خبری بشه. تو که عین خیالت نیست. ولی من باورم نمیشه که هنوز اینطوریم.

No offesne … BUT !

No offense but fuck you, fuck your family, fuck your loved ones, fuck any pets you may have, fuck your hopes, fuck your ambitions, fuck the earth on which you clumsily trod, and fuck the miserable day on which you spilled out of your whore-mother’s gaping vagina and forever cursed this world to bear the shame of your existance. And I say this of course with all due respect.

این کامنت

آپدیت: آلبوم جدید لینکین پارک بده. خیلی٬ خیلی بده.

Huh, MAAAAAAAAAY

ماه می میلادی هم تموم شد. ماه جالبی بود.

اول از همه این که برای اولین بار تو این مدت یکی از استودیو های محبوبم، Telltale دو قسمت از پروژه هاش رو منتشر کرد. مال TWAU o TWD و سیزن دوی واکینگ دد برا دروید تائید شد. استیل بازی های TT رو خیلی دوست دارم. با این که خیلی ساده، خطی و حتی مصنوعی به نظر میاد ولی بازم جذاب و میخ کوب کننده س. از خیلی از بازیای گرون تر سر ترن. اتفاقا ۲۰۱۲ دولوپر سال هم شدن.

بعدش بعد از ۵٫۵ سال زحمت و عرق ریزی دوستامون تو Ubi Montreal بالاخره Watch Dogs رلیز شد. بازی خیلی خوبیه. ولی درست عین AC اول، حالت نا پختگی داره. طبیعی هم هست. IP جوونه و این تازه قسمت اولش بوده. به مرور زمان بهتر میشه. به شخصه با شخصیت اصلی بازی و تیپ و قیافه ش و صداش، نحوه ی استفاده از هک موقع کمبت، پارکور (که مثل AC حالت آهن ربایی نداره)، تنوع اسلحه ها و دیجیتال تریپ ها حال کردم. اما متاسفانه به جز دو سه تا ماموریت خاص، بقیه شدیداً تکرارین و ساید میژن ها هم فوق العاده کم عمقن. GTA V بهتر بود، ولی من به WD امیدوارم.

بعد از کمتر از سه سال آلبوم جدید کلدپلی هم اومد. آلبوم خیلی قشنگه. به دل من نشست. دلم می خواست یه پست راجع بهش بنویسم ولی وقت نمی کردم. احساس می کنم الآن دیگه دیر شده. اما چند تا از ترکاش خیلی راحت ته دلم نشستن و خوشم اومد. بیشترین چیزی که منو مجذوب کرد آرت ورک آلبومه که تا الآن بهترین بوده بین این همه آلبومی که دادن. ولی بازم در حد VLV یا X&Y نیست. .Now my feet always touches the ground

و از همه ی این چیزا بگذریم، ۱۲ سال تحصیل تموم شد. فردا میرم کارنامه مو بگیرم و بعد پرونده م راکد میشه. یه کم ناراحت کننده س، ولی دیگه وقتش بود. منم باید مثل همه این روزا رو می گذروندم و به این روزا می رسیدم. الآن فقط کنکور، اونم به عنوان یه گیت رو به رومه. هر روز که بهش نزدیک تر میشیم احساسات من قاطی تر میشه. نمی دونم چه حسی نسبت بهش دارم. چند لحظه استرسه، چند لحظه بیخیالیه، چند لحظه اطمینان و شادیه و گاهی هم ترس. افتادم به جون کتابایی که یه سال بود باهاشون بودم. دارم از اول همه رو مرور می کنم. سرعتم خوبه. می رسم به آخرش. فقط امیدوارم به انتظاری که خودم از خودم دارم برسم. *جو شرلوک* This’ll be my last bow after all!

Indifference /// They Exist+All My Friends

//Indifference

 این ویدئو تو یوتویب حسابی صدا در کرده. هرچند که یه تحقیق کاملاً عملی نیست. ولی بازم واقعاً ناراحت کننده س. اینکه یکی وسط خیابون دراز بکشه شاید برای خیلیا معمولی باشه، ولی از بین این همه آدم دیگه باید پیدا شه که بپرسه حالشو. اکثر مردم هم که خود شیفته. احساس می کنم این ویدئو حقیقت رو به تصویر کشیده. من خودم اینطوری احساس می کنم. کمتر کسی حواسش به بقیه س. باید اینقدر داد بزنی تا بیان سرت و ببینن این معرکه ای که گرفتی سر چیه. از چیزای خیلی کوچیک گرفته تا چیزای بزرگ. خفن تر از اینن که بقیه رو ببینن و مشکلای خودشون گریبان گیرشونه.

 

//They Exist

ویدئوی جدید آرکد فایر برای We Exist فوق العاده قشنگه. اندرو گارفیلد هم توشه. تا قبل این فقط همون اسپایدرمنش رو دیده بودم. ولی الآن واقعاً به نظرم بازیگر خوبی میاد. چون کلاً تو کف اینجور چیزا نیستم چیزای این شکلی هم کم می بینم. ولی ترانس ها واقعاً تو بکگراندن. هوموسکشوال ها شدیداً مورد توجهن. با اینکه اسم جماعتشون هم LGBT گزاشتن، ولی فقط LGB ش معلومه و خبری از T نیست. خود آهنگ هم راجع به یکی از همین جماعته که گرایشش رو برای پدرش نمایان می کنه و از دید دنیا بهش گلایه می کنه… ویدئوی خیلی سنگینیه. از این ها گذشته، رقص های جالبی هم داشت.

//All My Friends

آلبوم جدید کلدپلی خیلی خوبه. من راضی ام ازش. درسته که X&Y نیست، ولی نسبت به آلبوم قبلی خیلی خیلی خیلی بهتر کار شده. از گروهی هم که ۲۵ تا نامزدی گرمی داشته که ۷ تاش رو برده انتظار دیگه ای هم نداشتم راستشو بخواین. ولی یه ترک هست تو دلوکس ادیشن آلبوم، All Your Friends .معتادش شدم. همینطوری هی گوش میدم. خیلی راحت به دلم نشست. از بقیه ی کارای آلبوم بیشتر. لیریکش به صورت رسمی هنوز نیست تو نت، هرچی هست دستیه. ولی از چیزایی که دستگیرم شده با استاندار پایین لیریکی آلبوم مچه یا بهتره.

اپن فایر آقا.

Dreaming on

عجب خوابی بود پسر ! چقدر دلم می خواد دوباره هر دو شون رو ببینم ! و تو رئال-لایف دستشون رو ببوسم! یعنی روزی دوباره میاد که من بتونم خانم قریشی رو یا خانم قوامی رو ببینم ؟ شاید ! ای کاش عقلاً شماره ای چیزی می داشتم از یکیشون !

Reddit, or GTFO

reddit-logo

بالاخره ورلد واید وبه. سوشل نتورک ها هم خیلی زیاد شدن و سهم قابل توجهی از زمان روزمره ی افراد رو مشغول کردن. محبوب ترین هاشون هم فیسبوکه و توئئتر و گولاس (جی پلاس).

اما من به شخصه ردیت رو به همشون ترجیح میدم. کلا سیستمش با بقبه فرق داره. به جا اینکه فرد محور باشه موضوع محوره. و این خیلی خوبه. این ویژگی و چنتا چیز دیگه ردیتو برای من کاملا متمایز از جاهای آشغالی مثل فیس بوک کردن.

بخوان، بیشتر بخوان

You dense, dense motherfuckers (Relight #7)

دورانی رو یادمه که کارت اینترنت می خریدم و دوستام ازم می پرسیدن این رو دقیقاً کجای کامپیوتر میزاری که وصل میشه به اینترنت ؟ آره. همچین دوستایی داشتم من. یادمه اون موقع شدیداً عشق اینترنت رو داشتم. بین نوکیا ۵۸۰۰ و یه مودم DSL موندم و با اینکه مودم خیلی اروزن تر بود، ولی مودم رو انتخاب کردم. همون دوران بود که عشق کلمه ی HD رو پیدا کرده بودم. خیلی حال می کردم باهاش. های-دفنیشن. واسه همین پولامو جمع کردم و رفتم یه مانیتور Full HD خریدم. یه سامسونگ SW2333+ که هنوزم ازش استفاده می کنم. یادمه روزای اول فقط به ال ای دی پایینش زل می زدم و عشق می کردم … از ۱۷ اینچ رفته بودم به ۲۳٫ تلویزیون هم زیاد نگاه نمی کردم. انگار دنیا بزرگ تر شده بود. تا ۶ ماه هرکی که می دیدش به به و چه چه می کرد. FHD هنوزم که هنوزه استاندارد کیفی مدیوم های تصویریه و نسل جدید کنسول ها هم همین رزولیشن رو باز می کنن. ۴K اصلاً جا نیافتاده. اون موقع هم ۱۰۸۰p چندان خفن نبود. اکثر تلویزیونا ۷۲۰p بودن. فکر کنم هرکسی متوجه ذوقم بشه.

من شما رو از همون دورانه که می شناسم … از زمان «دنیای دانلود» و «واریورز» و «فیس بوک» هستش که می شناسم… مدت زمان کوتاهی نیست. خیلی هم با هم دیگه تعامل داشتیم. من بهت فکر می کنم … نمی دونم چرا واقعاً نمی دونم چرا ! به خدا نمی دونم چرا ! ولی می کنم. بعد از این همه ماجرا و داستان این جاییه که من وایسادم ؟ اینه وضعیت کلیم با شما ؟

خیله خوب …